![]() |
![]() |
|
| تمامی عظمت زندگی در بخشیدن و در ناگهان هیچ نداشتن است |
|
یک گزارش تصویری جدید :
ادامه عکس ها در خبرگزاری فارس در لینک زیر: |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:6 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
امروز تو راهپیمایی ۱۳ آبان مثل همیشه مشغول عکاسی بودم که یک سری دختر و پسر با دستبند های سبز با شعار مرگ بر روسیه وارد جریان راهپیمایی شدند لباس شخصی های نیروی انتظامی حمله کردند و من که از جریان کتک خوردن چند تا دختر جوان عکاسی می کردم مورد حمله پلیس قرار گرفتم و تمام لوازم عکاسی من توسط نیروی انتظامی تخریب شد و همچنین لنز ۵۰ *۵۰۰ یک و نیم میلیون تومانی من هم در این گیرودار معلوم نشد که چه بلایی به سرش اومد و کی بردش:
پی نوشت: می گم این دومین باری است که پلیس در کرمان با آنکه من را می شناسد به من حمله می کند" نمی دانم چرا؟ آخه یکی نیست به اینها بگه که بابا ما خودی هستیم ! نباید فرقی بین ما و دیگران باشد؟ نتیجه: امروز رفتم دادسرای نظامی کرمان و از فرماندهی اطلاعات پلیس استان شکایت کردم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:6 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
گفتگوی من با دبیر حزب موتلفه اسلامی استان کرمان:
خبرگزاری فارس:
دبير حزب موتلفه كرمان:
حضور آمريكا در ايران جز غارت دستاوردي نداشت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 13:38 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
۱۰ سال تمام دویدم تا در کادر مدیریتی این هیات تغیراتی صورت بگیرد و اکنون نتیجه این تغییرات را می بینیم:
گفتگوی من با دبیر هیات بیس بال و رگبی استان کرمان در این زمینه: خبرگزاری فارس: پس از چهارده سال از هشتم آبان ماه جاري برگزار ميشود؛
مسابقات قهرماني بيسبال كشور در كرمان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 12:11 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
کم کم کارخبر...
گفتگوی من با دبیر حزب موتلفه اسلامی استان کرمان در خبرگزاری فارس: دبير حزب موتلفه اسلامي كرمان:
جنگ رواني مهمترين ترفند دشمنان نظام اسلامي است
---------------------------
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 19:5 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
راه یافتگان به نمایشگاه عکس در بخش جنبی جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های کشور فاطمه خشایار، محمدرضا دهداری، حسین نشاط ، نامور عباسیان، ،حسن غفاری ، احمد معینی سیما مهرآذر، علی رضا شکاری، غزال مفاخری، "میرمجتبی فضل جو "، علی رضا عزتی، عالیه سادات پور، حمیدرضا نیکومرام، حسین الوندی.... اصل این خبر در صفحه بین المللی خبرگزاری فارس: http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8808010227
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:49 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
مسجد جامع کرمان ازسی و یک سال تا امروز
عنوان گزارش تصویری من در خبرگزاری فارس: |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 13:10 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
یک خبر جالب امروز روی سایت خبرگزاری دیدم که جالب بود بخوانید:
اعتراض صدا و سيما به پخش غير مجاز سريالهاي ايراني در شبكههاي خارجي
حالا بماند که سریال های خوب و دست اول مال تهرانی ها و شبکه ۵ تهران است ... و خوب نیست شهرستانی ها اینجور فیلم ها و سریال ها را ببینند.
........
می گم عجب رویی داریم ها !
چرا؟
اموال ما تو آمریکا که بعد از انقلاب ضبط شده بود بخشی از آن به خاطر عدم رعایت قانون کپی رایت تو ایالات متحده به شرکت هایی مثل مایکروسافت تعلق گرفته و مایکرو سافت در یک ادعای جالب گفته ایرانی ها سی سال است که از محصولات ما استفاده می کنند بدون اینکه از ما خرید کنند و یک دلار هم بپردازند!
خوب همین است دیگر آقای صدا و سیما، کشور ما هنوز قانون حق استفاده از کپی رایت محصولات را در دنیا امضا نکرده و رعایت نمی کند!
علی الحساب از این به بعد سوزن را بر خود متحمل شوید و مراقب باشید که دچار عوارض جدیدی که از احتمال سو استفاده ازنوک سوزن، عده ایی دچار می شوند نشوید و سپس جوال دوز را تا ته در جای مناسب دیگران فرو کنید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 8:53 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
علامه طباطبایی در تفسیر سوره قدر می گوید: رواياتي است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابي بوده كه رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بني اميه بر منبر او با لا مي روند ، و سخت اندوهناک شد ، و خداى تعالي براى تسليتش اين سوره را نازل كرد ( و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومت بني اميه است ). واما من: دردرونم چیزی هست که در مورد اندوه پیامبرم بنویسم اما ضعفی وجود دارد، اندوه یک پیامبر چگونه است و چه اندازه؟ وقتی پیامبری مانند محمد(ص) اندوهگین می شود با خود چه می گوید چگونه با خود می اندیشد که افلاکیان متوجه اندوه و آنچه که بر دل وی می گذرد نشوند؟ خفقان است این اندیشه خفقان!!! قلبم تا حلقوم بالا می آید وقتی نمی فهمم و درک نمی کنم ! درک نمی کنم که رسولانی مانند نوح که عذاب امت خویش را از خدا می خواهند و سالها برای تحقق این عذاب صبر و لحظه شماری می کند و پس از عذاب از کشتی پا برروی خشکی می گذارد و مشاهده می کند که امتش چگونه مرده و در بستر دریا غرق شده اند با خود چه می گوید؟ یا چه حسی دارد؟ درک نمی کنم که چرا اینچنین ظلمی در حق پیامبری چون محمد، امتش روا می دارند زبان به نفرین نمی گشاید و عذاب امت را از خدا نمی خواهد؟ امتی که فاطمه اش را پهلو می شکنند، و علی را فرق می شکافند و حسن اورا جام زهر می نوشانند حسین را به همراه فرزندانش سر می برند و زینبش را به اسیری می برند! وای بر پیامبرانی که نفرین کردند، و وای بر امت هایی که از راه به بیراهه رفتند! پیامبری باشی، یونس، و چون که عذاب قومت نرسیده سر به بیابان بگذاری؟ محمد باشی و در برابر این همه ستم امت هیچ نگویی؟ من نمی دانم یک آدم چقدر می تواند بزرگ باشد؟ چرا یک پیامبر اینگونه دم در می کشد؟ کدام پیامبر اینگونه دم در کشید و هیچ نگفت؟ عیسی که وعده نابودی اورشلیم و تختگاه موسی را می داد یا موسی که هر روز بر قومش عذاب می طلبید و ... یا نوح که در سندی مسیحی خواندم که وقتی پا بر روی خشکی گذاشت وقتی سرها و دست های بیرون مانده از بستر خشک شده دریا را دید با خود گفت خدایا من با امتم چه کردم؟ یا الیاس یا صالح ویا... چقدراین پیامبر من می تواند بزرگ باشد؟ چرا من درکش نمی کنم؟ این چه سکوتی است که او در پیش گرفت و هیچ نمی گوید حتی از پس آفاق! موسی امتش که گوساله پرست شدند از خدا عذاب آنهارا خواست و در جواب آمد که صبحگاهان گوساله پرستان را جمع کن و بعد ازنماز با کاردهای برهنه در حالیکه سر و روی خود را پوشانیده اند تا یکی دیگری را نشناسد به جان هم بیفتند و کشتار هم کنند! تا هنگامی که دستور فرارسد که بس است! تا خداوند با این کیفراینگونه گناه گوساله پرستی آنها را ببخشد! هم در اسناد اسلامی (بروایت علامه طباطبایی) و هم در اسناد عهد عتیق و جدید یهود است که 10 هزار نفر آن دم صبحگاهان بنی اسرائیل از خود را کشتند! پسر پدر را و پدر پسر را و مادر .... تا خداوند زندگان و کشته گان آن صبح را مشمول عفو ورحمت کند وپیامبر آنها نیز راضی شود! چرا پیامبر من این کار را نمی کند وقتی به جهت شرایط پیامبری می داند که بعد از اوچه بر سر منبر و فرزندان او می آید؟ و چگونه امتش با دوری از عترتش دچار فتنه می شوند ! عقلم به جایی قد نمی دهد ضعیف تر از آن هستم که بفهمم که چرا وقتی حسین (ع) از روی اسب بر زمین محشر کربلا در می افتد می گوید بسم الله و بالله و علی ملت رسول الله!!! چرا ؟ اینچنین ؟؟؟؟ پاورقی: امشب شب عروج عیسی به آسمان و وفات موسی نبی هم هست. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:34 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
در این شب ها قبل از افطار: جعفر گونزالس به علی درستکار می گفت هرجا می روی می بینی که خدا حاکم است و بودایی تا ودایی و مسیحی و یهودی همه از خدا می گویند و همه ستایش او را می کنند به نحوی و نوعی... درستکار می پرسد پس چه فرقی بین خدای ما و دیگران است و چه نیازی هست که من مسلمان باشم گونزالس می گوید در ایران مردم خدا رابا عشق می شناسند و آن عشق، ائمه اطهار هستند که در جایی دیگر اینگونه نیست. من: گونزالس عزیز، آفتاب هم که می خواهد از سمت شرق عالم در این سرزمین طلوع کند ازبارگاه ملکوتی امام هشتم (ع) به این سرزمین وارد می شود و هنگام غروب در غرب این سرزمین دربارگاه عرشیایی حضرت امام حسین(ع) آرام می گیرد! شرق تا غرب این کشور درحصار ائمه اطهار(ع) است، آفتاب از بارگاه و حرم امام معصوم طلوع می کند و در بارگاه و حرم امام معصوم رجوع می نماید و قبل از رجوع در نیمه ظهر سری به احترام در حرم حضرت معصومه(ع) فرود می آورد، کجای دنیا چنین سرزمینی وجود دارد؟ عشق یعنی بچه های فاطمه (س) انتهای پیام/ با امشب دو شب، مریم کاظم زاده با زینب ابوطالبی در مورد اصغر وصالی حرف می زنند، من با خودم می گم : خاک بر سر تو که اسم خودت رو گذاشتی زن شهید! اگر تو زن شهید هستی پس مریم کاظم زاده رو باید چی نامید؟ چه فرقی بین تو که شهیدت رو به تبلیغات انتخاباتی فروختی و مریم کاظم زاده وجود دارد ؟ انتهای پیام/ حاشیه: الان بعد از انتخابات چند هفته استراحت دور از خبرگزاری درست حسابی حال می دهد. دارم روی پروژه های عکاسیم کار می کنم خیلی عقب افتاده اند، بالاخره پس از تماس های مکرر حاجی توانستم یکی ازسفارش ها را امروزتحویل بدهم خیلی غرغر کرد. بچه های فارس خسته نباشند، اصغر سعیدی هم همینطور! پی نوشت: می گم وبلاگ نویسی با این آهنگ گلادیاتور، بویژه قسمتEarth عجب حالی میدهد. مال چند شب پیش: می گم برادر، مدیرفرهنگی، قبول کن که در روز خبر نگار بد عمل کردی! حق ما این نبود. شاید یک روز تصمیم به امر به معروف و نهی از منکر شما گرفتم! البته ببخشید ها: این که گفتم ثواب هست و نیز ازفروعات دین و در جایی جز اوجب واجبات مثل الان! پایان: چند روزی هست که بچه های سینمایی گیر دادند که متن فیلم آخرین وسوسه مسیح ساخته مارتین اسکورسیزی را ترجمه کرده و نقدی هم به این فیلم بنویسم ! میگم این مارتین اسکورسیزی عجب ... شیطانی هست که مسیح را از صلیب پایین می آورد و وادارش می کند که با یک زن فاحشه ازدواج و زندگی کند. یا بن مریم (س) ما تقصیری نداریم این تقصیر پیروانت هست که ... یا عیسی مسیح حق داشتی که از دست احمق و نادان به کوه و بیابان فرار می کردی! تو از دست نادان فرار کردی و خودت را راحت نمودی، حالا من چی باید در وصف اندیشه های یک احمق نادان بنویسم که تورا اینگونه به تصویر کشیده؟! خودت یاری کن!!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 22:13 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ما خواهان تداوم زندگی هستیم اما با نگاهی اصول گرایانه، نه به خاطر خود، بلکه به خاطر آنهایی که حیات و تلاش شان وقف دیگران شده، تمامی عظمت زندگی در بخشیدن و در ناگهان هیچ نداشتن است .
|
| پیوندها |
|
عکس های میر مجتبی فضل جو وحید قرایی مسعود یا رضوی هادی حجازی فر سید هادی شجاعی (حدیث کرمان ) تایلند سرزمین هزار معبد رضا صدیق ... |
|
RSS
|